تبلیغات
پاسخگویی به شبهات ونقدفرق ومذاهب

پاسخگویی به شبهات ونقدفرق ومذاهب
برای كمك در گسترش فرهنگ غنی تشیع ومقابله بافرقهای ضاله این وبلاگ را لینك نمایید اجرتان با حضرت زهرا (س)

- بلاذری ، محدث و مورخ معروف اهل سنت متوفی سال 279 قمری در تاریخ خود روایت کرده است که : ابوبکر ، علی ( ع ) را برای بیعت طلبید ولی ایشان قبول نکردند. عمر را فرستاد . ( عمر ) آتشی آورد که خانه رابسوزاند . حضرت فاطمه ( س ) را بر در خانه ملاقات کرد. ایشان فرمودند : ای پسر خطاب آمده ای خانه را بر من بسوزانی ؟ گفت : آری ! این عمل قوی تر است در آنچه پدرت آورده است. ( انساب الاشراف ج1 ص 586 - 588) یا ( انساب الاشراف ج2 ص 268 – 269 چاپ دارالفکر )

2- طبری ، مورخ و مفسر معروف اهل سنت در تاریخ خود نقل می کند که : عمر به در خانه علی ( ع ) رفت و گفت : والله خانه را بر شما می سوزانم مگر اینکه برای بیعت بیایید.( تاریخ طبری ج 2 ص443) یا ( تاریخ طبری ج3 ص 202 – 203 و ج3 ص 430- 431 چاپهای دیگر )

3- ابن خزابه در کتاب " غرر " از زید بن اسلم نقل می کند که : من از آنها بودم که با عمر هیزم برداشتم و بر در خانه فاطمه بردیم در وقتی که علی (ع) و اصحابش از بیعت ابا نمودند. عمر به فاطمه ( س ) گفت : بیرون کن هر که در این خانه است و الا خانه و هر که در خانه است را میسوزانم.

4- ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شیبه ، شیخ و استاد بخارى ، در كتاب المصف ، مى‏گوید : « آنگاه كه بعد از رسول‏خدا ( ص ) براى ابوبكر بیعت مى‏گرفتند . على ( ع ) وزبیر براى مشورت در این امر نزد فاطمه ( س ) دختر پیامبر ( ص ) رفت وشد مى‏كردند . عمر بن خطاب با خبر گردید وبنزد فاطمه ( س ) آمد وگفت : اى دختر رسول خدا ( ص ) ! به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نیست وپس از او محبوبترین تویى ! ! وبه خدا قسم این امر مرا مانع نمى‏شود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند ، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند . اسلم گفت : چون عمر از نزد فاطمه ( س ) بیرون شد ، على ( ع ) و . .به خانه بر گشتند . پس فاطمه ( س ) گفت : مى‏دانید كه عمر نزد من آمد ، وبه خدا قسم یاد كرده اگر شما ( بدون اینكه با ابوبكر بیعت كنید ) به خانه برگردید خانه را با شما آتش مى‏زند ؟ وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد » ( المصنف ، ابن ابی شیبه ج8 ص572 چاپ دارالفکر ) یا ( المصنف ج14 ص 267 چاپ دیگر )

5- جلال الدین سیوطی ، از استوانه های علمی اهل سنت و مجدد و احیا کننده سنت و جماعت ( بنا به نقل صاحب فتح المقال ) ، در کتاب "مسند فاطمه " ص17 ، 20 - 21 روایاتی دارد با مضامین ذکر شده در بالا. ( وی روایاتی مشابه و راجع به این موضوع در کتاب خود ، جامع الاحادیث الکبیر ، ج 13 ص 83 ، 91 ، 100 – 101 و ج 15 ص 420 دارد )

6- ابن عبدربه ، از مشاهیر علمای اهل سنت در العقد الفرید میگوید : علی ( ع ) و عباس در خانه فاطمه نشسته بودند. ابوبکر به عمر گفت : برو و اینها را بیاور. اگر ابا کنند با آنان قتال کن. پس عمر قبسی آتش برداشت و آمد که خانه فاطمه ( س ) را بسوزاند. فاطمه ( س ) بر در خانه آمد و فرمود : ای پسر خطاب ! آمده ای خانه ما را بسوزانی ؟ عمر گفت : آری ! مگر اینکه این جمع امری را که امت پذیرفته ، بپذیرند. ( العقد الفرید ج4 ص 242 ، 250 ، 308 – 309 چاپ بیروت ) یا ( العقد الفرید ج4 ص 259 ،268 ، 334 – 335 چاپ مصر )

7- ابن عبدالبر ، از بزرگان اهل سنت ، در الاستیعاب می گوید : ( و عمر ) سپس با مشعلى بر در خانه فاطمه آمد و در جواب فاطمه كه فرمود : آیا من نظاره‏گر باشم و تو خانه مرا آتش بزنى ؟ گفت : بلى ! ( الاستیعاب ج2 ص254 در حاشیه الاصابه ) یا ( الاستیعاب ج3 ص975 چاپ دارالجیل ، او قسمتی از روایت زا تحریف شده نقل کرده است )

8- مسلم بن قتیبه دینوری ، عالم بزرگ اهل سنت و قاضی دینور ، در کتاب معروف خود " الامامه و السیاسه " بیان میدارد که : چون ابوبکر مطلع شد که گروهی از مخالفین با بیعت ، در خانه علی ( ع ) جمع شده اند ، عمر را به سوی آنان فرستاد . ..... ( تا جاییکه می گوید : ) عمر هیزم طلبید . و گفت : به خدایی که جان عمر در قبضه قدرت اوست ، یا بیرون بیایید یا خانه را با اهلش میسوزانم. به او گفتند : ای اباحفص ( کنیه عمر ) فاطمه در این خانه است ! گفت : میسوزانم هر چند او در خانه باشد. ( الامامه و السیاسه ج1 ص30 تحقیق شیری و ج1 ص 19 تحقیق زینی )

9- ابن ابی الحدید معتزلی ، از علمای برجسته اهل سنت در شرح خود بر نهج البلاغه چنین میگوید : عمر بر در خانه فاطمه ( س ) رفت که گروهی از انصار و اندکی از مهاجرین در آنجا بودند. گفت : قسم به کسی که جان من در دست اوست یا برای بیعت خارج شوید و یا خانه را به آتش میکشم. ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج6 ص 48 ) و ( وی قریب به 40 مورد روایات مختلف و نظریات دیگران و خودش را ذر شرح نهج البلاغه آورده است . مراجعه شود به شرح نهج البلاغه ج1 ص 174 ، 212 ، 46 – 48 ، 59 – 60 و ج3 ص 190 و ج6 ص 12 – 13 ، 48 – 49 ، 51 و ج9 ص 198 و ج10 ص 265 و ج11 ص 14 ، 111 و ج13 ص 36 – 37 ، 302 و ج14 ص 193 و ج15 ص 74 ، 183 ، 186 و ج16 ص 210 ، 286 ، 234 – 235 و ج17 ص 168 و ج20 ص 16- 17 ، 147 )

10- ابوبکر جوهری در کتاب " السقیفه " ( آنچنان که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج2 ص50 می گوید) بیان می کند که : جمعی از اصحاب و مهاجرین در اینکه چرا با آنان در مورد بیعت ابوبکر مشورت نشده ، و همچنین علی (ع ) و زبیر ، غضب کرده و وارد خانه فاطمه ( س ) شدند. پس عمر به همراه اسید بن خضیر و سلمه بن سلامه به خانه فاطمه ( س ) با عصبانیت حمله برد و هر چه فاطمه ( س ) فریاد زد و آنها را به خدا قسم داد فایده نکرد. پس آنها شمشیر علی ( ع ) و زبیر را گرفتند و بر دیوار زدند و شکستند.

11- محمد بن شحنه ، عالم و قاضی حنفی مذهب در حلب ، در کتاب تاریخ خود به نام " روضه المناظر فی الاخبار الاوائل و الاواخر " در شرح جریان سقیفه می نویسد : عمر به در خانه علی ( ع ) آمد تا هر که در آن است را آتش بزند. پس فاطمه ( س ) را ملاقات نمود . عمر گفت : داخل شوید در چیزی که امت در ان داخل شده است.( تاریخ ابن شحنه در حاشیه الکامل ( ابن اثیر ) ج11 ص 113 چاپ افتدی سال 1301 ) و ( روایاتی مشابه در ج11 ص 106 – 107 دارد )

12- ابی الفدا در تاریخ خود نقل می نماید : عمر قبسی آتش در دست داشت . تهدید به آتش زدن خانه فاطمه ( س ) کرد. وقتی فاطمه ( س ) پرسید : آیا واقعا قصد چنین کاری داری ؟ او گفت : آری ! مگر اینکه این جمع ، امری را بپذیرند که امت پذیرفته است.( المختصر فی تاریخ البشر معروف به تاریخ ابوالفدا ج1 ص156 )

13- علی بن الحسین مسعودی ، مورخ فاضل مقبول الفریقین در تاریخ خود می گوید : عروه بن زبیر در مقام عذرخواهی از برادرش ، عبدالله که برای تسلیم کردن بنی هاشم و محمد حنفیه در شعب ابیطالب اقدام به آوردن هیزم و آتش زدن آنجا کرد ، میگوید که او این عمل را بر اساس سرمشق خود از سلف که برای بیعت گرفتن ، اقدام به آتش زدن خانه نمودند ، فرا گرفته است. ( مروج الذهب ج3 ص86 یا ج2 ص100 چاپ دیگر ) . این جریان را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج20 ص 147 بیان کرده و از قول عروه میگوید : ( عبدالله این عمل را انجام داد ) همانطور که عمر بن خطاب برای افرادی از بنی هاشم که با ابوبکر بیعت نکردند ، هیزم آورد تا خانه را بر آنها بسوزاند. ( وی راجع به حمله به خانه وحی در مروج الذهب ج3 ص 12 – 13 ، 77 ، 301 – 302 صحبت کرده است )

14- آنچنان جریان حمله عمر در تاریخ معروف و مشهود است که شاعر معروف اهل سنت ، عالم نبیل حافظ ابراهیم مصری در قصیده عمریه در باب تعریف و تمجید از خلیفه دوم میگوید :

و کلمه لعلــــــــی قالها عمـــر اکرم بسامعها اعظـــــــم بملقیها
حرقت بیتک لا ابفی علیک بهـا ان لم تبایع و بنت المصطفی فیها
ما کان غیر ابــی حفص بقائلها یوما لفارس عـــــــدنان و حامیهــا

یعنی : هیچکس غیر از ابی حفص ( کنیه عمر ) کسی نمی توانست به علی ( ع ) که یکه سوار قبیله عدنان بود و به حمایت کنندگان او بگوید : اگر بیعت نکنید خانه ات را آتش میزنم و کسی را در خانه باقی نمیگذارم با اینکه دختر مصطفی ( فاطمه ( س )) در این خانه باشد.
( این اشعار در شرح قصاید عمریه طبع مصر ( در 90 صفحه ) نوشته مصطفی الدمیاطی بیک ص 38 و احمد امین ، احمد الزین و ابراهین الابیاری در کتابی در شرح قصاید ابراهیم مصری طبع سال 1937 م در ج1 ص 82 این قصیده را تصدیق کرده و شرح داده اند. )

15- عبدالفتاح عبدالمقصود ، نویسنده معاصر اهل سنت ، می گوید : آنچه از نوشتار مورخان بدست می آید آن است که عمر رفتار تند و خشنی داشته است . و او میخواست علی را بکشد و یا آنکه خانه اش را با اهل آن به آتش بکشد. ( السقیفه و الخلافه ص 14 )
اینها اندک اخباری بودند از منابع اهل سنت مبنی بر حمله عمر به خانه وحی و تهدید و ارعاب و آتش زدن آن خانه توسط وی.


درباره وبلاگ

پاسخگویی به شبهات فرق ومذاهب
نظر سنجی
  • برای تعجیل در فرج مهدی فاطمه(عج) وسلامتی رهبرعزیزانقلاب چند صلوات هدیه می کنید




  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب
    فال امروز
    
    ابزار وبلاگنویسی
    ابزاروبلاگ